+ نوشته شده توسط استاد در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت
17:39 |
+ نوشته شده توسط استاد در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت
17:37 |
+ نوشته شده توسط استاد در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت
17:29 |
+ نوشته شده توسط استاد در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت
1:27 |
+ نوشته شده توسط استاد در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت
1:25 |
+ نوشته شده توسط استاد در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت
1:22 |
+ نوشته شده توسط استاد در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت
0:33 |
باز طوفانی شده دریای دل موج سر بر ساحل غم میزند باز هم خورشید رنگ خون گرفت بر زمین نقشی ز ماتم میزند
باز جام دیده ها لبریز شد باز زخم سینه ها سر باز کرد در میان ناله و اندوه و اشک حنجرم فریادها آغاز کرد
می نویسم شرح این غم نامه را داستان مشک و اشک و تیر را می نویسم از سری کز عشق دوست کرد حیران تیغه شمشیر را
گوئیا با آن همه بیگانگی آب هم با تشنگان بیگانه بود در میان آن همه نامردمی اشک آب و دیده ها پیمانه بود
تیغ ناپاکان برآمد از نیام خون پاکی دشت را سیراب کرد خون خورشید است بر روی زمین کآسمان تشنه را سیراب کرد
می شود خورشید را انکار کرد؟ زیر سم اسبها در خاک کرد؟ می شود آیا که نقش عشق را از درون سینه هامان پاک کرد؟
گر نشان عشق را گم کرده ایم در میان آتش آن خیمه هاست گر به دنبال حقیقت میرویم حق همینجا حق به روی نیزه هاست
گریه ها بر حال خود باید کنیم او که خندان رفت چون آزاد شد ما سکوت مرگباری کرده ایم ....او برای قرنها فریاد شد
بازهم در ماتم روی حسین باز هم در سوگ آن آلاله ایم یادتان باشد حیات عشق را وامدار خون سرخ لاله ایم بهزاد حیدری + نوشته شده توسط استاد در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت
0:32 |
+ نوشته شده توسط استاد در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت
0:22 |
+ نوشته شده توسط استاد در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت
0:20 |
+ نوشته شده توسط استاد در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت
0:8 |
+ نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
16:12 |
+ نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
15:58 |
شيعيان ديگر هواي نينوا دارد حسين (ع) روي دل با کاروان کربلا دارد حسين (ع) + نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
15:51 |
+ نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
15:37 |
+ نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
15:26 |
+ نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
15:23 |
+ نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
15:19 |
شخصي از بزرگان هند به قصد مجاورت کربلاي معلّي به اين شهر آمد و مدت شش ماه در آنجا ساکن شد و در اين مدت داخل حرم مطهر نشده بود و هر وقت زيارت حضرت امام حسين عليه السلام را اراده ميکرد، بر بام منزل خود رفته، به آن حضرت سلام مي کرد و او را زيارت مينمود؛ تا اين که سرگذشت او را به «سيد مرتضي»که از بزرگان آن عصر و مرسوم به «نقيب الاشراف» بود رساندند.
سيد مرتضي به منزل او رفت و در اين خصوص او را سرزنش نمود و گفت: «از آداب زيارت در مذهب اهلبيت عليه السلام اين است که داخل حرم شوي و عقبه و ضريح را ببوسي. اين روشي را که تو داري، براي کساني است که در شهرهاي دور ميباشند و دستشان به حرم مطهر نميرسد.» آن مرد چون اين سخن را شنيد گفت: «اي نقيب الاشرف» از مال دنيا هر چه بخواهي از من بگير و مرا از رفتن معذور دار. هنگامي که سيد مرتضي سخن او را شنيد بسيار ناراحت شد و گفت: «من که براي مال دنيا اين سخن را نگفتم؛ بلکه اين روش را بدعت و زشت ميدانم و نهي از منکر واجب است.» وقتي آن مرد اين سخن را شنيد، آه سردي از جگر پر دردش کشيد. سپس از جا برخاست و غسل زيارت کرد و بهترين لباسش را پوشيد و پا برهنه و با وقار از خانه خارج شد و با خشوع و خضوع تمام، نالان و گريان متوجه حرم حسيني گرديد تا اين که به در صحن مطهر رسيد . نخست سجده شکر کرد و عتبه صحن شريف را بوسيد. سپس برخاست و لرزان، مانند جوجه گنجشکي که آن را در هواي سرد در آب انداخته باشند، بر خود ميلرزيد و با رنگ و روي زرد، همانند کسي که يک سوم روحش خارج گشته باشد، حرکت ميکرد تا اين که وارد کفش کن شد. دوباره سجده شکر به جا آورد و زمين را بوسيد و برخاست و مانند کسي که در حال احتضار باشد داخل ايوان مقدس گرديد و با سختي تمام خود را به در رواق رسانيد. چون چشمش به قبر مطهر افتاد، نفسي اندوهناک بر آورد و مانند زن بچه مرده، ناله جانسوزي کشيد. سپس به آوازي دلگداز گفت: «اَهَذا مَصرَعُِِِ سيدُالشهداء؟ اَهَذا مَقتَلُ سيدُالشهداء؟ ؛ آيا اينجا جاي افتادن امام حسين عليه السلام است؟ آيا اينجا جاي کشته شدن حضرت سيدالشهداء است؟» پس فرياد کشيد و نقش زمين شد و جان به جان آفرين تسليم نمود و به شهيدان راه حق پيوست.» + نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
15:12 |
+ نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
15:10 |
شخصي به امام حسين (ع) نامه نوشت که: با دو کلمه مختصر مرا پندي ده. حضرت نوشت: کسي که از راه نافرماني خدا درصدد چيزي برآيد، آنچه را اميد دارد زودتر از دست مي دهد و آنچه را بيم دارد زودتر سر مي رسد. + نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
15:4 |
شخصي خدمت امام حسين (ع) رسيد و گفت: من مردي گنهکارم و در برابر گناه تاب نمي آورم، مرا نصيحتي فرما! فرمود: پنج کار را انجام ده، آنگاه هر چه خواهي گناه کن، اول: روزي خدا را مخور و هر چه خواهي کن. دوم: از قلمرو فرمانروايي خدا بيرون شو و هر چه خواهي کن. سوم: به جايي درآ، که خدا تو را نبيند و هر چه خواهي کن. چهارم: هر گاه فرشته مرگ آمد تا جان تو را گيرد او را از خود بران و هر چه خواهي کن. پنجم: هر گاه مالک دوزخ تو را در آتش افکند، در آتش مرو و هر چه خواهي کن. + نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
15:2 |
امام حسين (ع) فرمود: آنچه را طاقت نداري به عهده مگير، به آنچه نخواهي رسيد مپرداز، آنچه را قادر نيستي به شمار نياور، جز به اندازه اي که سود مي بري هزينه مکن، پاداش، جز به اندازه کارکرد خويش مخواه، جز به فرمانبرداري از خداي سبحان که به دست آورده اي شادمان مشو و جز آنچه که خود را براي آن شايسته مي بيني دريافت نکن. + نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
15:1 |
(جواهر لعل نهرو) شهادت امام حسين(ع) وخانوادهاش را فاجعهاي ذكر كرده است كه هرسال درماه محرم از طرف مسلمانان و مخصوصاشيعيان تجديد و به خاطر آن سوگواري برپاميشود. وي در تفحص زندگاني امام حسين(ع) و علتجاودانگي و پايداري آن به يك مسئله مهم رسيدهو همانا درسي از سرور آزادگان اخذ كرده و آنرا براي استقلال هند به كار بسته است، يعني او بهپيروي از امام، به مردم هند كه طرفدار استقلالهند بودند اعلام كرد مرگ را به بازي و مسخرهبگيريد و نترسيد.
(من براي مردم هند چيزي تازه نياوردم، فقطنتيجهاي را كه از مطالب و تحقيقاتم درباره تاريخزندگي قهرمان كربلا به دست آورده بودم،ارمغان ملت هند كردم. اگر بخواهيم هند را نجاتدهيم واجب است همان راهي را بپيماييم كهحسين بن علي(ع) پيمود...) جواهر لعل نهرو شهادت امام حسين(ع) وخانوادهاش را فاجعهاي ذكر كرده است كه هرسال در ماه محرم از طرف مسلمانان و مخصوصاشيعيان تجديد و به خاطر آن سوگواري بر پاميشود. رابرت وير: جامعه اسلاميبا شوك مواجهشد (رابرت وير) با شش محقق ديگر كتاب جهانمذهبي را در دو جلد نگاشتهاند. در اين كتابشهادت امام حسين(ع)، حادثه غمانگيز صدراسلام آمده است و علت آن را نپذيرفتن (يزيد)به عنوان رهبر جهان اسلام از طرف امامحسين(ع) ثبت كردهاند. بيعت نكردن امام حسين(ع) با يزيد موجب شد كهيزيد براي خاموش كردن هر نوع اعتراض ومخالفتي نيروهاي خويش را اعزام كند كه نتايجزير حاصل شد: -1 امام حسين(ع) و كليه اعضاي خانواده و تني ازيارانش در محلي به نام (كربلا) قتل عام شدند. -2 جامعه اسلاميبا شوك مواجه شد. -3 مخالفت با بنياميه تشديد شد. -4 پس از شهادت امام حسين (ع)، حمايت ازائمه(ع) تشديد شد. ادوارد براون: دلها به درد آمد او در مورد مصيبت بزرگ كربلا ميگويد: (آياقلبي پيدا ميشود كه وقتي درباره كربلا سخني بهگوش ميرسد، مالامال حزن و اندوه نگردد؟حتي غير مسلمانان هم نميتوانند پاكي روحي راكه اين جنگ اسلامي در بر داشت انكار كنند.) واقعه كربلا در دل دوستداران علي(ع) و پيروانتشيع، شعله تازه و فروزانتري برافروخت و ريختهشدن خون نواده پيغمبر(ص) با وحشيانهترين نوعو هزاران شكنجه و عذاب، خشم و نفرتزايدالوصفي در ميان پيروان امام(ع) پديد آورددر مصيبت كربلا دلها سخت به درد آمد و ازهمان وقت اين روح شهادت و فداكاري و حقيرشمردن مرگ به فعاليت شيعيان قدرت تازهايبخشيد... جرجي زيدان: سرتا پاي يزيد لرزيد (جرجي زيدان) در مورد امام حسين(ع) كتابفاجعه كربلا را تاليف كرده است. زيدان در اينكتاب با مراجعه به كتب معتبر و موثق، مختصري ازتاريخ صدر اسلام و حوادث عاشورا را تا وروداسيران كربلا به شام آورده است كه در اينجا بهحضور اسيران در برابر يزيد اشاره ميشود: (... منظره سر بريده حسين (ع) همه را متاثر ومحزون ساخت... وقتي چشمان يزيد بر سر بريدهافتاد، سرتا پا بلرزيد و دانست چه عمل بزرگ وفجيعي را مرتكب شده است...) عجيب است كه يزيد به حضرت زينب (س) گفت:پدر و برادرت علي (ع) و حسين (ع) از دينخارج شدند. زينب (س) گفت: تو و پدر و جدت به دين خدا ودين پدر و برادر و جدم داخل شديد. مضمون نامه (عبيدا... بن زياد) به (عمر بن سعد)كه توسط (شمر) فرستاده، چنين است: (من تو رابه طرف حسين نفرستادم كه با او به ملايمت وخوشي رفتار كني و به او امان د هي... اگر تسليمشدند پيش من بفرست و گر نه با آنان بجنگ وهمگي را به قتل برسان، زيرا مستحق كشته شدنهستند... اسبها را از روي نعش آنان بگذران،اگر اوامر ما را اجرا كني، پاداش خوبي به توخواهم داد، و گرنه از كار كنارهگيري كن،(شمربنذيالجوشن) فرماندهي كل را به عهدهخواهد گرفت...) ماساريك: پر كاه در برابر كوه (توماس ماساريك) مصيبتهاي امام حسين (ع)را با حضرت عيسي(ع) مقايسه كرده و مينويسد:(مصائب مسيح نسبت به مصائب حسين(ع) مانندپر كاهي است در برابر كوهي بزرگ). نيكلسون: حادثه كربلا باعث اتحاد شد (نيكلسون) ميگويد: (بنياميه طغيانگر بودند وقوانين اسلاميرا ناديده انگاشتند. مسلمين راخوار كردند و صاحبان اصلي حكومت را كشتند.بنابراين، تاريخ از روي انصاف حكم ميكند كهخون حسين(ع) به گردن بني اميه است.) نيكلسون درجايي ديگر حادثه كربلا را موجباتحاد ميداند و تاثر آن را در ايران ذكر ميكند. حادثه كربلا مايه پشيماني و تاسف امويان شد، زيرااين واقعه شيعيان رامتحدكرد و براي انتقام حسين(ع) همصدا شدند و صداي آنها در همه جا ومخصوصا نزد ايرانيان كه ميخواستند از نفوذعرب آزاد شوند، انعكاس يافت.) + نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
14:56 |
+ نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
14:54 |
+ نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
14:52 |
+ نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
14:51 |
روايت شده که امام حسين (ع) فرمود: گريستن از خشيت خدا، رهايي از آتش دوزخ است و فرمود: گريه ديده ها و خشيت دلها، رحمتي از خداست. + نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
14:49 |
امام حسين (ع) در خطبه اي فرمود: هان اي مردم! در اخلاق شايسته و والا با هم رقابت کنيد و در سودهاي معنوي و بهشتي از هم پيشي گيريد، مپسنديد آن کار نيکي را که در آن شتاب ننموده ايد. بدانيد که هر کار نيکي، سپاسي را بهره مي دهد و پاداشي را از پي مي آورد، چنانچه کار نيک را مجسم بنگريد، آن را در چهره انساني نيکو و زيبا مي ديديد که ناظران را مسرت مي بخشد. هر کس که بخشش کرد ، سروري يافت و هرکس بخل ورزيد، فرو مايه شد. + نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
14:45 |
از امام حسين (ع) پرسيدند: ادب چيست؟ فرمود: اين است که از خانه خود بيرون آيي و با هيچ کس برخورد نکني مگر آنکه او را برتر از خود ببيني. + نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
14:41 |
شخصي از امام حسين پرسيد: فاصله ميان ايمان و يقين چقدر است؟ فرمود: چهار انگشت. گفت: چگونه؟ فرمود: ايمان آن است که آن را مي شنويم و يقين آن است که آن را مي بينيم و فاصله بين گوش و چشم چهار انگشت است. پرسيد: ميان آسمان و زمين چقدر است؟ فرمود: يک دعاي مستجاب. پرسيد : ميان مشرق و مغرب چقدر است؟ فرمود: به اندازه ي سير يک روز آفتاب. پرسيد: عزت آدمي در چيست؟ فرمود: بي نيازيش از مردم. پرسيد: زشت ترين چيزها چيست؟ فرمود: در پيران هرزگي و بيعاري است، در قدرتمندان،درنده خويي، در شريفان، دروغگويي، در ثروتمندان، بخل است و در عالمان حرص. + نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
14:40 |
+ نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
14:22 |
هرکه را عشق حسین نیست زخود بی خبر است کشته عشق حسین از همه کس زنده تر است بس که آن جلوه توحید مرا در نظر است هرکجا می نگرم نور رخش جلوه گر است + نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
14:18 |
+ نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
14:13 |
+ نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
14:9 |
+ نوشته شده توسط استاد در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
14:9 |
|
|